تحلیل سیاست خارجی

سیاست خارجی در پایان قرن

نویسنده: محمدرضا ستاری
سیاست خارجی ایران به مانند هر كشوری دارای اصول راهبردی و جهت دهنده خاصی است.با توجه به گذشت چهار دهه از حیات جمهوری اسلامی،اندیشه و عمل سیاست خارجی ایران را چگونه ارزیابی می كنید ؟...
   سیاست خارجی ایران به مانند هر كشوری دارای اصول راهبردی و جهت دهنده خاصی است.با توجه به گذشت چهار دهه از حیات جمهوری اسلامی،اندیشه و عمل سیاست خارجی ایران را چگونه ارزیابی می كنید ؟
سیاست خارجی در جمهوری اسلامی ‌ایران در بافتارهای گوناگون و همچنین کنش‌گران و بازیگران مختلفی قرار دارد که در دهه‌­های مختلف پس از انقلاب اسلامی، ‌به‌عنوان یک پدیدار ویژه باید به آن نگاه کرد. سیاست در ایران بعد از انقلاب، جهت­گیری ایدئولوژیک پیدا کرد و این جهت­گیری ایدئولوژیک، قرار بود یک نظم درونی به سیاست بدهد. براساس این نظم درونی، تدبیر امور متکی بر این نظم باید بتواند ضمن تأکید بر اصول و ارزش‌های برخاسته از دین و بازتعریف آن ناشی از وقوع انقلاب از یک طرف مصالح دینی را دنبال کند و از طرف دیگر منافع ملی را به منصه‌‌ی ظهور برساند. یعنی این معنا را دنبال کند که بتوان با کمترین منابع، بیشترین منافع را به همراه داشته باشد و با ایجاد یک جامعه‌ی پیشروی روبه‌جلوی متکی بر این اصول و ارزش‌ها در فضای قهرمانی تأکید بر مصالح دینی بتواند در عین حفظ مصلحت‌­های دینی، منافع ملی ایران را نجات و کشور را در پرتوی سروش جوامع گوناگون به استقرار اصول و ارزش‌­های دینی به طرف توسعه و پیشرفت ملی هدایت کند. لذا دو ستون اصلی در سیاست خارجی بر مبنای مصالح دینی و منافع ملی گذاشته شده است.  اما جهتگیری در این ارتباط با رویکرد نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی، نه به‌عنوان یک گفتمان ایجابی بلکه به عنوان یک گفتمان سلبی پیش رفته است؛ به گونه‌­ای که تأکید بر جهت­گیری ایجابی یعنی استقرار جمهوری اسلامی‌در دهه­‌های گذشته آرام‌آرام تحت‌تأثیر گزاره‌ی سلبی نه شرقی نه غربی قرار گرفت؛ این میان آنچه بیشتر اهمیت یافت، نفی قدرت‌­های بزرگ بود، نه ایجاد یک فضای سیاسی متکی بر اصول و ارزش‌­های دینی. این امر آرام‌آرام استیلای خود را بر منطق اثباتی جمهوری اسلامی ‌نشان داد و جامعه‌ی ملی ما را در سیاست خارجی با هزینه‌­های زیادی روبه‌رو کرد...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code