استرات‍ژی پیش‌بینی‌ناپذیری

نویسنده: دکترسیدمهدی حسینی متین/مدرس دانشگاه
یکی از مباحث مهم مطرح شده پیرامون سیاست خارجی دولت جدید آمریکا، این مسئله بوده که رفتارهای سیاست خارجی دونالد ترامپ غیرقابل‌پیشی‌بینی و نامنسجم بوده؛ به‌گونه‌ای که از برخی شعارهای انتخاباتی و وعده‌های خود عقب‌نشینی کرده و در همان حال، برخی حرکات و رفتارهای وی خارج از قاعده و رویه‌های معمول سیاستگذاری خارجی در آمریکا بوده است...
یکی از مباحث مهم مطرح شده پیرامون سیاست خارجی دولت جدید آمریکا، این مسئله بوده که رفتارهای سیاست خارجی دونالد ترامپ غیرقابل‌پیشی‌بینی و نامنسجم بوده؛ به‌گونه‌ای که از برخی شعارهای انتخاباتی و وعده‌های خود عقب‌نشینی کرده و در همان حال، برخی حرکات و رفتارهای وی خارج از قاعده و رویه‌های معمول سیاستگذاری خارجی در آمریکا بوده است. آیا این پیش‌بینی‌ناپذیری، نشانه‌ی باور و اعتقاد به نوعی فلسفه‌ی سیاسی و در نتیجه، وجود آیین سیاست خارجی منسجم و مدون است، یا برعکس نشانه‌ی فقدان چنین نظریه‌ای و نوعی سردرگمی و بلاتکلیفی نظری و عملی صرف است. این گزارش سعی دارد به‌طور فشرده این موضوع را مورد بررسی قرار دهد.

در بحبوحه‌ی جنگ سرد به‌ویژه در اوج جنگ ویتنام یکی از مفاهیم مهم در حوزه‌ی ادبیات روابط بین‌الملل و سیاست خارجی موسوم به نظریه «دولتمرد دیوانه»یا استراتژی دولتمرد دیوانه شکل گرفت. معنا و مفهوم این اصطلاح آن بود که یک دولتمرد چنان تصویری از خود نزد بازیگران رقیب ارائه می‌دهد که آن‌ها چنین تصور کنند وی فردی دیوانه و «پیش‌بینی‌ناپذیر» است؛ به گونه‌ای که ممکن است دست به هر کار غیرقابل‌پیش‌بینی از جمله بکارگیری سلاح اتمی بزند. ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهوری آمریکا و هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی وی در سال 1969 در شکل‌گیری چنین مفهومی نقش اصلی ایفا کردند...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code